ترجمه "tic" به فارسی
(زنش غیر ارادی عضلات به ویژه در صورت و گردن) تیک, (مخفف) tic douloureux, تیک عصبی بهترین ترجمه های "tic" به فارسی هستند.
tic
verb
noun
دستور زبان
A local and habitual convulsive motion of certain muscles. [..]
-
(زنش غیر ارادی عضلات به ویژه در صورت و گردن) تیک
-
(مخفف) tic douloureux
-
تیک عصبی
repetitive, nonrhythmic motor movement or vocalization involving discrete muscle groups
and the tic on the side of her neck jumped again.
و دوباره تیک عصبی روی گردنش شروع به پریدن کرد
-
پرش عضله
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
TIC
abbreviation
Tourist Information Centre
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"TIC" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای TIC در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "tic" با ترجمه به فارسی
-
رجوع شود به tiigeminal neuralgia
-
اختلال تیک
-
دوز بازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن