ترجمه "ticker" به فارسی

ساعت, تلگراف, (خودمانی) ساعت بهترین ترجمه های "ticker" به فارسی هستند.

ticker noun دستور زبان

A measuring or reporting device, particularly one which makes a ticking sound as the measured events occur. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساعت

    noun
  • تلگراف

    noun

    That'll give you phones, cages, blackboards and ticker gear.

    که ميشه تلفن وباجه فروش و تخته سياه و تلگراف

  • (خودمانی) ساعت

  • ترجمه های کمتر

    • (خودمانی) قلب
    • دستگاه نمایش بهای سهام روی صفحه ی تلویزیون و غیره
    • دستگاه نگارش بهای سهام بر نوار کاغذی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ticker " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ticker" با ترجمه به فارسی

  • نماد شرکت
  • نوار تحریر
  • نوار کاغذی (که در دستگاه نگارش بهای سهام به کار می رود)
  • نوار کاغذی (که در دستگاه نگارش بهای سهام به کار می رود)
اضافه کردن

ترجمه های "ticker" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه