ترجمه "ticklish" به فارسی

حساس, قلقلکی, دقیق بهترین ترجمه های "ticklish" به فارسی هستند.

ticklish adjective دستور زبان

Sensitive or susceptible to being tickled. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حساس

    adjective

    You know, ticklish people make great lovers.

    ميدوني افراد حساس ، عاشقهاي بزرگي ميشن.

  • قلقلکی

    'Your wife is a ticklish lady,'

    همسر شما زنی قلقلکی است .

  • دقیق

    Now, treasure is ticklish work;

    اما باید بگویم که جستجوی گنج کاری است بسیار دقیق و سخت

  • ترجمه های کمتر

    • ظریف
    • مستلزم دقت و احتیاط
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ticklish " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "ticklish" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه