ترجمه "tides" به فارسی

کشندها ترجمه "tides" به فارسی است.

tides noun

Plural form of tide. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشندها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tides " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tides" با ترجمه به فارسی

  • تودههاي جلبكي · تودههاي پلانكتون گياهي · تودههای آبزی · تودههای دریایی · تودههای پلانکتون · سرخ خیزاب (سرخ شدن آب دریا در اثر انبوه شدن خزه ها یا شوجه های سرخ رنگ) · سرخخيزاب
  • برکشند · مد · پس کشند ebb tide) · کشندفرازین (در برابر: جزر
  • (بالاترین ارتفاع مد) فرازین کشند · اوج · بالاترین درجه · برکشند · حد اعلی · روز جشن · مد · مد دریا
  • (با: over یا onیا onward - با جزر و مد) آوردن یا بردن · (در اصل) هنگام · (قدیمی) روی دادن · (قدیمی) موقع مناسب · اتفاق افتادن · اوج · ایام (امروزه فقط در ترکیب به کار می رود) · بزنگاه · جريان · جریان · جزر و مد · جزر و مد داشتن · خیزاب · دوران · دوران شکوفایی · زمان · موج · هر چیزی که جزر و مد دارد · وقت · کشند · کشند آب · کشند کردن
  • موج برگشتی (مثلا از ساحل)
  • موج قوی · موج وازننده · کشند در هم کوب
  • جزر · فروکشند · پس کشند · کشند فرودین (دربرابر کشند فرازین : flood tide)
  • آگهگان · اطلاع (اطلاعات) · خبر
اضافه کردن

ترجمه های "tides" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه