ترجمه "tile" به فارسی
کاشی, سفال, سوفال بهترین ترجمه های "tile" به فارسی هستند.
tile
verb
noun
دستور زبان
A regularly-shaped slab of clay or other material, affixed to cover or decorate a surface, as in a roof-tile, glazed tile, stove tile, etc. [..]
-
کاشی
nounmostly rectangular shaped sheet of ceramic or fired clay to cover surfaces [..]
Then he took two more tiles off in order to drop down into the bathroom.
دو کاشی دیگر سقف را از سر جایش درآورد تا بتواند به داخل حمام بپرد.
-
سفال
nounmostly rectangular shaped sheet of ceramic or fired clay to cover surfaces
swiftly returned to their yellow nests under the tiles of the coping.
به آشیانههای زرد رنگ خویش در زیر سفال ناودانها باز میگشتند.
-
سوفال
-
ترجمه های کمتر
- وفار
- تنبوشه
- قطعه
- (آجر) کاشی
- (برای پر کردن دیوار یا سقف و غیره) آجر تو خالی
- (عامیانه) کلاه سفت و آهاردار
- آجر مجوف
- با آجر کاشی پوشاندن
- سفال پوش کردن
- سوفال پوش کردن
- کاشی پلاستیکی (و غیره)
- کاشی کاری
- کاشی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tile " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "tile"
عباراتی شبیه به "tile" با ترجمه به فارسی
-
(بام) سوفال کاری · (جمع) آجر کاشی · کاشی کاری
-
کاشی
-
سفال
-
تصویر موزاییکی
-
ماژونگ (نوعی بازی چینی با ۱۳۶ یا ۱۴۴ کاشی یا کارت)
-
کاشیکاری
-
زهكشي زيرزميني · زهكشي لولهاي · زهكشی لولهاي · زهکشی زیرسطحی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن