ترجمه "tiling" به فارسی
(بام) سوفال کاری, (جمع) آجر کاشی, کاشی کاری بهترین ترجمه های "tiling" به فارسی هستند.
tiling
noun
verb
دستور زبان
A covering of tiles. [..]
-
(بام) سوفال کاری
-
(جمع) آجر کاشی
-
کاشی کاری
He turned with a smile on his face and set the plate on a small tiled table.
با لبخندی روی لبهایش به سمت من چرخید و بشقاب را روی میز کوچک کاشی کاری شده گذاشت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tiling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tiling" با ترجمه به فارسی
-
(آجر) کاشی · (برای پر کردن دیوار یا سقف و غیره) آجر تو خالی · (عامیانه) کلاه سفت و آهاردار · آجر مجوف · با آجر کاشی پوشاندن · تنبوشه · سفال · سفال پوش کردن · سوفال · سوفال پوش کردن · قطعه · وفار · کاشی · کاشی پلاستیکی (و غیره) · کاشی کاری · کاشی کردن
-
کاشی
-
سفال
-
تصویر موزاییکی
-
ماژونگ (نوعی بازی چینی با ۱۳۶ یا ۱۴۴ کاشی یا کارت)
-
کاشیکاری
-
زهكشي زيرزميني · زهكشي لولهاي · زهكشی لولهاي · زهکشی زیرسطحی
-
(آجر) کاشی · (برای پر کردن دیوار یا سقف و غیره) آجر تو خالی · (عامیانه) کلاه سفت و آهاردار · آجر مجوف · با آجر کاشی پوشاندن · تنبوشه · سفال · سفال پوش کردن · سوفال · سوفال پوش کردن · قطعه · وفار · کاشی · کاشی پلاستیکی (و غیره) · کاشی کاری · کاشی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن