ترجمه "tiller" به فارسی
کشتکار, تیلر, کشاورز بهترین ترجمه های "tiller" به فارسی هستند.
tiller
verb
noun
دستور زبان
A person who tills; a farmer. [..]
-
کشتکار
noun -
تیلر
Pleasure doing business with you, Mr. Tiller.
از کار کردن باهاتون خوشحال شدم آقای تیلر
-
کشاورز
nounI am no shepherd nor tiller of land.
من نه چوپانم نه کشاورز.
-
ترجمه های کمتر
- کشتگر
- دهقانی
- (شاخه ای که از پای گیاه می روید) پاجوش
- (شخص یا دستگاه) کشت کننده
- (کشتی) دسته ی سکان
- اهرم سکان
- جوانه زدن
- میله ی سکان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tiller " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tiller" با ترجمه به فارسی
-
پاجوشرویی
-
ویلیام تیلر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن