ترجمه "tillering" به فارسی
پاجوشرویی ترجمه "tillering" به فارسی است.
tillering
verb
Present participle of tiller. [..]
-
پاجوشرویی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tillering " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tillering" با ترجمه به فارسی
-
(شاخه ای که از پای گیاه می روید) پاجوش · (شخص یا دستگاه) کشت کننده · (کشتی) دسته ی سکان · اهرم سکان · تیلر · جوانه زدن · دهقانی · میله ی سکان · کشاورز · کشتکار · کشتگر
-
ویلیام تیلر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن