ترجمه "tillage" به فارسی
خاکورزی, کشاورزی, کشت بهترین ترجمه های "tillage" به فارسی هستند.
tillage
noun
دستور زبان
the cultivation of arable land by plowing, sowing and raising crops [..]
-
خاکورزی
preparation of soil by mechanical agitation
Restricted to comparative studies of tillage systems; add geographic location
منحصر به مطالعات مقایسهای نظامهای خاکورزی؛ موقعیت جغرافیایی اضافه شود
-
کشاورزی
noun -
کشت
noungray water recycling, better tillage practices, smarter diets.
بازیافت آبهای آلوده، روشهای بهتر کشت و ذرع، الگوهای تغذیه هوشمندانه تر.
-
ترجمه های کمتر
- زمین کشت شده
- كشت و زرع
- كشت
- کشتکاری
- زراعت
- کشتزار
- فرهنگ
- خراش زمين
- کشت و زرع
- کشت و کار
- کشت وزرع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tillage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tillage" با ترجمه به فارسی
-
خاکورزی حداقل · كشت و زرع حداقل
-
خاكورزي مرطوب · زمینکوبی
-
خراش زمين (خاكورزي)
-
خاکورزی حفاظتی
-
خاکورزی پشتهای
-
تجهيزات آمادهسازي خاك · تجهيزات نرمكردن خاك · تجهیزات خاکورزی
-
خاکورزی صفر · كاشت بدون شخم
-
خاکورزی صفر · كاشت بدون شخم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن