ترجمه "timekeeper" به فارسی

گاهدار, (اوقات کار کارگر و کارمند) متصدی حضور و غیاب, (در مسابقات) وقت نگهدار بهترین ترجمه های "timekeeper" به فارسی هستند.

timekeeper noun دستور زبان

A device that shows the time; a timepiece. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گاهدار

  • (اوقات کار کارگر و کارمند) متصدی حضور و غیاب

  • (در مسابقات) وقت نگهدار

  • ترجمه های کمتر

    • رجوع شود به timepiece
    • وقت نگهدار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " timekeeper " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "timekeeper" با ترجمه به فارسی

  • صرفه جویی در وقت · مقدار گذشت زمان را حساب کردن · نگه داشتن وقت
اضافه کردن

ترجمه های "timekeeper" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه