ترجمه "timous" به فارسی

بموقع, بهنگام, بجا بهترین ترجمه های "timous" به فارسی هستند.

timous adjective دستور زبان

Alternative spelling of timeous. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بموقع

  • بهنگام

  • بجا

  • زود

    adverb adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " timous " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "timous" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه