ترجمه "tin" به فارسی
قلع, حلب, حلبی بهترین ترجمه های "tin" به فارسی هستند.
(uncountable) A malleable, ductile, metallic element, resistant to corrosion, with atomic number 50 and symbol Sn. [..]
-
قلع
nounelement [..]
The quartz stringers did indeed contain small quantities of tin.
رگههای کوارتز حقیقتا حاوی میزان کمی قلع بودند.
-
حلب
noun properairtight container
They use one tin just for a lentil.
.اونا يه حلب رو براي يه عدس استفاده کردن
-
حلبی
It appeared that one of the stalls had been selling tin saucepans.
معلوم شد که در یکی از بساطها ماهیتابهی حلبی میفروختهاند.
-
ترجمه های کمتر
- قوطی
- ارزير
- پشیز
- (شیمی) قلع
- (قدیمی - خودمانی) پول
- ارزیز (عنصر فلزی و نقره فام و بلورین - نشان : Sn
- امکان داشتن
- حلب کردن
- شماره ی اتمی : 05
- قدرت داشتن
- قوطی حلبی
- نقطه ی جوش : tin plate( -2 )2270c هم می گویند) حلبی
- نقطه ی گداز:c9/132
- وزن اتمی : 96/811
- چگالی :13/7
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Taxpayer Identification Number.
"TIN" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای TIN در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "tin"
عباراتی شبیه به "tin" با ترجمه به فارسی
-
حلبی · ورق قلع
-
قلعاندود کردن
-
(انگلیس) قوطی کرده · توی قوطی · دارای روکش قلع · قلع پوش · کنسرو شدن
-
طبل حلبی
-
(ورقه ی آهن یا پولاد با روکش قلع) آهن ارزیز پوش · حلبی · ورق قلع پوش
-
(نام محله ی نویسندگان ترانه و موسیقی در شهر نیویورک) تین پن الی · محله ی هنرمندان · هنرمندان و سازندگان موسیقی وترانه و آواز
-
قوطيهاي حلبي · قوطیها
-
(عامیانه) عدم حساسیت و علاقه نسبت به موسیقی و آوا