ترجمه "tinned" به فارسی
(انگلیس) قوطی کرده, توی قوطی, دارای روکش قلع بهترین ترجمه های "tinned" به فارسی هستند.
tinned
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of tin. [..]
-
(انگلیس) قوطی کرده
-
توی قوطی
We'd crawl along the beach picking up diamonds and putting them in little jam tins.
در امتداد ساحل میخزیدیم و الماسها را جمع میکردیم و توی قوطی حلبیهای کوچک میریختیم.
-
دارای روکش قلع
-
ترجمه های کمتر
- قلع پوش
- کنسرو شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tinned " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tinned" با ترجمه به فارسی
-
حلبی · ورق قلع
-
قلعاندود کردن
-
طبل حلبی
-
(ورقه ی آهن یا پولاد با روکش قلع) آهن ارزیز پوش · حلبی · ورق قلع پوش
-
(نام محله ی نویسندگان ترانه و موسیقی در شهر نیویورک) تین پن الی · محله ی هنرمندان · هنرمندان و سازندگان موسیقی وترانه و آواز
-
قوطيهاي حلبي · قوطیها
-
(عامیانه) عدم حساسیت و علاقه نسبت به موسیقی و آوا
-
(خودمانی) ناوشکن · قوطی · قوطی حلبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن