ترجمه "tinning" به فارسی

قلعاندود کردن ترجمه "tinning" به فارسی است.

tinning noun verb دستور زبان

Present participle of tin. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قلعاندود کردن

    covering object with layer of tin

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tinning " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tinning" با ترجمه به فارسی

  • حلبی · ورق قلع
  • (انگلیس) قوطی کرده · توی قوطی · دارای روکش قلع · قلع پوش · کنسرو شدن
  • طبل حلبی
  • (ورقه ی آهن یا پولاد با روکش قلع) آهن ارزیز پوش · حلبی · ورق قلع پوش
  • (نام محله ی نویسندگان ترانه و موسیقی در شهر نیویورک) تین پن الی · محله ی هنرمندان · هنرمندان و سازندگان موسیقی وترانه و آواز
  • قوطيهاي حلبي · قوطیها
  • (عامیانه) عدم حساسیت و علاقه نسبت به موسیقی و آوا
  • (خودمانی) ناوشکن · قوطی · قوطی حلبی
اضافه کردن

ترجمه های "tinning" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه