ترجمه "tint" به فارسی
رنگ, ته رنگ, رنگسایه بهترین ترجمه های "tint" به فارسی هستند.
tint
verb
noun
abbreviation
دستور زبان
A slight coloring [..]
-
رنگ
nounImagination is busy sketching rose tinted pictures of joy.
تصور جوان در کار طرح تصاویر گل رنگ لذت است.
-
ته رنگ
A color mixed with white. A 10-percent tint is one part of the original color and nine parts white.
Gives lower stars a reddish tint
ستارههای پایینتر ، ته رنگ مایل به قرمز نشان میدهند
-
رنگسایه
-
ترجمه های کمتر
- فام
- گونا
- رد
- (چاپ) زمینه ی کم رنگ
- اثر ضعیف
- ته رنگ زدن به
- دارای نشانه ی خفیف (از چیزی) کردن
- رنگ زنی
- رنگ مو (برای رنگ کردن مو)
- رنگسایه دار کردن
- سایه رنگ
- نشانه ی خفیف
- هاشور زنی (روی اشیای فلزی)
- چرده (hue و tinge هم می گویند)
- گونادار کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tint " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن