ترجمه "tip" به فارسی
نوک, انعام, توک بهترین ترجمه های "tip" به فارسی هستند.
The extreme top of something, especially when pointed; e.g. the sharp end of a pencil. [from 15th c.] [..]
-
نوک
nounextreme end of something
I saw him wet the tip of his little finger upon his tongue.
او نوک انگشت خنصر خود را با زبانتر کرد.
-
انعام
nounsmall amount of money left for a servant as a token of appreciation [..]
Don't forget to tip the porter for carrying your luggage.
فراموش نکن!به دربان بابت حمل چمدانت انعام بدهی.
-
توک
extreme end of something
-
ترجمه های کمتر
- سر
- نوك
- راس
- بخشیش
- راهنمایی
- ته
- قله
- اشاره
- شاگردانه
- آگاهاندن
- خاکچال
- خبردادن
- داشاد
- رهنمود
- دهش
- تارک
- التفات
- پند
- بخشش
- (انگلیس) زباله دان
- (با نوک دست یا راکت) توپ را زدن
- (در سلام و تعارف - مرد) کلاه خود را لمس کردن یا از سر برداشتن و دوباره سر گذاشتن
- (معمولا با: off - محرمانه) هشدار دادن
- (معمولا با: over) واژگون کردن یا شدن
- آگهداد نهانی
- از سر افتادن
- اطلاع دادن
- اطلاع محرمانه
- انعام دادن
- با خبر کردن
- با سرپنجه زدن
- تل آشغال
- دفنگاه زباله
- راس یا تارک زدن (به چیزی)
- شاگردانه دادن
- ضربه ی تند و سبک
- ضربه ی تند و سبک زدن (tap هم می گویند)
- نرم کوب
- نرم کوفتن
- نوک دار کردن
- نوک چیزی را پوشاندن
- نکته مفید
- چپه کردن یا شدن
- کج کردن یا شدن
- یک وری کردن یا شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tip " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
انعام
nounDon't forget to tip the porter for carrying your luggage.
فراموش نکن!به دربان بابت حمل چمدانت انعام بدهی.
( sports) Abbreviation of [i]Tipperary[/i].
"TIP" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای TIP در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "tip"
عباراتی شبیه به "tip" با ترجمه به فارسی
-
ماعنا
-
خاکستری · خرس خاکستری · فلفل نمکی
-
اخطار · اطلاع · افشاگری · خبر محرمانه · خبر کشی · هشدار نهان
-
(نام بازرگانی گندله ی کوچکی از پنبه که بر سر چوب کبریت یا میلچه ی پلاستیکی نصب شده و برای پاک کردن گوش و غیره به کارمی رود) کیوتیپ · گوش پاک کن
-
نارنجیکنار
-
(بیس بال) گوی که چوگان با آن تماس کمی پیدا کرده است و کج می رود
-
گاری کج شو · گاری که می توان آن را برای تخلیه ی بار یک وری کرد
-
نوك انگشت