ترجمه "tip-off" به فارسی

اخطار, اطلاع, افشاگری بهترین ترجمه های "tip-off" به فارسی هستند.

tip-off noun دستور زبان

(idiomatic) An obvious clue or indication. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اخطار

  • اطلاع

    I'm afraid they've been tipped off that you're on your way there.

    متاسفانه بايد بگم که بهشون اطلاع داده شده که تو ميخواي بري اونجا

  • افشاگری

  • ترجمه های کمتر

    • خبر محرمانه
    • خبر کشی
    • هشدار نهان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tip-off " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "tip-off" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه