ترجمه "tipsiness" به فارسی
خرف, مستی بهترین ترجمه های "tipsiness" به فارسی هستند.
tipsiness
noun
دستور زبان
The property of being tipsy. [..]
-
خرف
adjective -
مستی
nounThis passage, where he compares Italy to a tipsy man weeping,
این صفحات، آنجا که او ایتالیا را به مرد مستی تشبیه کرده است،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tipsiness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tipsiness" با ترجمه به فارسی
-
سست پایه · شنگول · لرزان · لق · لول · متزلزل · مست · ملنگ · ناپابرجا · کج · کمی مست · یک وری
-
سست پایه · شنگول · لرزان · لق · لول · متزلزل · مست · ملنگ · ناپابرجا · کج · کمی مست · یک وری
-
سست پایه · شنگول · لرزان · لق · لول · متزلزل · مست · ملنگ · ناپابرجا · کج · کمی مست · یک وری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن