ترجمه "tipsy" به فارسی

ملنگ, مست, شنگول بهترین ترجمه های "tipsy" به فارسی هستند.

tipsy adjective دستور زبان

slightly drunk, fuddled, staggering, foolish as a result of drinking alcoholic beverages [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ملنگ

    slightly drunk

  • مست

    adjective

    He was unmistakably tipsy, and was relating some story that had occurred at his school.

    مسلماً مست بودو ماجرایی را که در مدرسهاش اتفاق افتاده بود تعریف میکرد.

  • شنگول

    The ostler has a tipsy cat

    میهمان خانه دا رگربه ای دارد شنگول

  • ترجمه های کمتر

    • ناپابرجا
    • لول
    • لق
    • متزلزل
    • لرزان
    • کج
    • سست پایه
    • کمی مست
    • یک وری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tipsy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tipsy" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tipsy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه