ترجمه "tiptoe" به فارسی

پاورچین, پاچیدن, تیپا بهترین ترجمه های "tiptoe" به فارسی هستند.

tiptoe adjective verb noun adverb دستور زبان

To walk quietly when only the tips of the toes touch the ground. [from late 14th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پاورچین

    I'm going to tiptoe out to post this off now.

    منالان میخواهم یواشکی پاورچین پاورچین بروم بیرون این نامه را پست کنم.

  • پاچیدن

  • تیپا

  • ترجمه های کمتر

    • (با) نوک پا
    • (روی) سرپنجه
    • با تک پا راه رفتن
    • سرپنجه راه رفتن
    • نوک پنجه
    • پاورچین پاورچین راه رفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tiptoe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "tiptoe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه