ترجمه "titer" به فارسی

زمان لازم برای سفت شدن اسید چربی دار (پس از هیدرولیز), چگالی محلول (که از طریق تیتراسیون معین می شود), کمینه ی وزن یا مقدار ماده ی لازم برای رسیدن به نتیجه ی بخصوص (درتیتراسیون) بهترین ترجمه های "titer" به فارسی هستند.

titer verb noun دستور زبان

(analytical chemistry) The concentration of a substance as determined by titration. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زمان لازم برای سفت شدن اسید چربی دار (پس از هیدرولیز)

  • چگالی محلول (که از طریق تیتراسیون معین می شود)

  • کمینه ی وزن یا مقدار ماده ی لازم برای رسیدن به نتیجه ی بخصوص (درتیتراسیون)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " titer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "titer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه