ترجمه "tithe" به فارسی
عشر, مالیات, عوارض بهترین ترجمه های "tithe" به فارسی هستند.
tithe
adjective
verb
noun
دستور زبان
(archaic) A tenth. [..]
-
عشر
nounWe willingly share our material blessings through tithing, fast offerings, and giving to those in need.
ما با میل برکات دارائی خود را از طریق عشر، فطریّه، و بخشش به نیازمندان سهیم می شویم.
-
مالیات
-
عوارض
-
ترجمه های کمتر
- (یک دهم محصول یا درآمد سالانه که به کلیسا و خیرات می دهند) عشریه
- بخش اندک
- ده یک
- عشریه دادن یا گرفتن
- مقدار کم
- یک دهم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tithe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tithe" با ترجمه به فارسی
-
(انگلیس - سابقا) واحد ده خانواده ای · ده خانوار · ده یک پردازی · رجوع شود به tithe · عشریه پردازی
-
(انگلیس - سابقا) واحد ده خانواده ای · ده خانوار · ده یک پردازی · رجوع شود به tithe · عشریه پردازی
-
(انگلیس - سابقا) واحد ده خانواده ای · ده خانوار · ده یک پردازی · رجوع شود به tithe · عشریه پردازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن