ترجمه "todo" به فارسی
دادوبیداد, هایهو, دردسر بهترین ترجمه های "todo" به فارسی هستند.
todo
noun
دستور زبان
(US) A task yet to be done; an item on a to-do list. [..]
-
دادوبیداد
-
هایهو
-
دردسر
-
ترجمه های کمتر
- زحمت
- شاط وشوط
- قیل وقال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " todo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن