ترجمه "togetherness" به فارسی

اتحاد, همبودی, همدمی بهترین ترجمه های "togetherness" به فارسی هستند.

togetherness noun دستور زبان

(uncountable) The state or quality of being together. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اتحاد

    noun

    Warwick will use Anne to bind them together.

    اون داره از " آن " بیچاره واسه این اتحاد کذایی استفاده میکنه

  • همبودی

  • همدمی

  • ترجمه های کمتر

    • همبستگی
    • همزیستی
    • صمیمیت
    • نزدیکی
    • دوستی
    • اتفاق
    • زندگی با هم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " togetherness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "togetherness" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "togetherness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه