ترجمه "toilworn" به فارسی

فرسوده (در اثر زحمت و رنج), مشقت دیده بهترین ترجمه های "toilworn" به فارسی هستند.

toilworn adjective دستور زبان

exhausted or worn out as a result of physical labour [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرسوده (در اثر زحمت و رنج)

  • مشقت دیده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " toilworn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "toilworn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه