ترجمه "toils" به فارسی
تله, دام بهترین ترجمه های "toils" به فارسی هستند.
toils
verb
noun
Plural form of toil. [..]
-
تله
He toils so hard toting the burden of our welfare.
اون خيلي تو تله ميافته
-
دام
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " toils " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "toils" با ترجمه به فارسی
-
توال · پارچه ی فرانما · پارچه ی نازک
-
شاق · صعب · پرزحمت · پرمشقت
-
(با سختی) پیشرفتن · (جمع) تله · (در اصل) کشمکش · (سخت) کار کردن · (قدیمی) · بالا رفتن · تعب، کدح، :د · تقلا · تلاش · تور (برای به دام اندازی) · جان کندن · جان کنی · حرکت کردن · خون دل · دام · رنج · رنجبری · رنجبری کردن · زحمت · زحمت کشیدن · مجادله · محصول رنج · محنت · مروسیدن · مشقت · ممارست · کار طاقت فرسا · کشاکش · کوشش کردن
-
(با سختی) پیشرفتن · (جمع) تله · (در اصل) کشمکش · (سخت) کار کردن · (قدیمی) · بالا رفتن · تعب، کدح، :د · تقلا · تلاش · تور (برای به دام اندازی) · جان کندن · جان کنی · حرکت کردن · خون دل · دام · رنج · رنجبری · رنجبری کردن · زحمت · زحمت کشیدن · مجادله · محصول رنج · محنت · مروسیدن · مشقت · ممارست · کار طاقت فرسا · کشاکش · کوشش کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن