ترجمه "tolerant" به فارسی
شکیبا, بردبار, باگذشت بهترین ترجمه های "tolerant" به فارسی هستند.
tolerant
adjective
دستور زبان
tending to withstand or survive [..]
-
شکیبا
Napoleon thought him self protected in good and tolerated in evil.
ناپلئون خویشتن را در خیر مورد حمایت و در شر شکیبا احساس میکرد.
-
بردبار
Christophe was in tolerant mood.
کریتستف بردبار شده بود.
-
باگذشت
-
ترجمه های کمتر
- روادار
- پرتحمل
- پرمدارا
- لوطی
- پرطاقت
- سازگار
- تاب آور
- دارای قدرت تحمل
- دگراندیش پذیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tolerant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tolerant" با ترجمه به فارسی
-
برای همسر عزیزم که رنج دوری من را به خاطر نوشتن این کتاب تحمل میکرد و در مواقعی که برای نوشتن کتاب در اتاقم را میبستم من را همراهی میکرد ( برایم چای می آورد )
-
تحمل به سيل
-
تحمل ايمني · تشكيل پادتن · خونكافت ايمني · رقابت ايمني · كارپروردگي ايمني · واكنشهاي ايمني · واكنشهاي ايمنيشناختي · پاسخ ایمنی
-
لمحت هدعاق
-
تحمل سايه
-
تحمل به بيماريها · مستعد عفونت · مقاومت به بیماری · مقاومت ميزبان به بيماريها
-
آسیبپذیری به گرما · تحمل گرما · حساسيت گرمایی · مقاومت به گرما · پايداری گرما
اضافه کردن مثال
اضافه کردن