ترجمه "tolerate" به فارسی

تحمل کردن, تاویدن, رواداشتن بهترین ترجمه های "tolerate" به فارسی هستند.

tolerate verb دستور زبان

To allow (something that one dislikes or disagrees with) to exist or occur without interference. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تحمل کردن

    verb

    I have tolerated your presence here long enough, Wickham.

    به اندازه کافي حضورت در اينجا رو تحمل کردم ، " ويکهام ".

  • تاویدن

  • رواداشتن

  • ترجمه های کمتر

    • کاوستن
    • (پزشکی) نسبت به چیزی حساسیت نداشتن
    • ایستادگی کردن
    • بردباری کردن
    • تاب آوردن
    • تاب تحمل (چیزی را) داشتن
    • جایز شمردن
    • جلو آمدن
    • روا کردن
    • رواداری کردن
    • شکیبایی کردن
    • لوطی گری کردن
    • مجاز کردن
    • مدارا کردن
    • منتظر شدن
    • منزل کردن
    • ندیده گرفتن
    • وفا کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tolerate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tolerate" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tolerate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه