ترجمه "tombstone" به فارسی

سنگ قبر, سنگ گور, سنگ پی بهترین ترجمه های "tombstone" به فارسی هستند.

tombstone verb noun دستور زبان

(mathematics) The symbol " " marking the end of a proof. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سنگ قبر

    noun

    I suppose you haven't thought about a tombstone yet? said the churchwarden.

    حسابدار کلیسا گفت: گمان کنم هنوز به فکر تهیّه سنگ قبر نیفتادهاید.

  • سنگ گور

    noun

    Things were going rather far if he could not choose his own text for his own wife's tombstone.

    اگر خود پا در میانی نمیکرد و نوشته روی سنگ گور همسرش را خود تعیین نمیکرد قضیّه خیلی بیخ پیدا میکرد.

  • سنگ پی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tombstone " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tombstone proper

A city in the south-east of Arizona.

+ اضافه کردن

"Tombstone" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Tombstone در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "tombstone"

اضافه کردن

ترجمه های "tombstone" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه