ترجمه "tome" به فارسی

دفتر, جلد, بخش بهترین ترجمه های "tome" به فارسی هستند.

tome noun دستور زبان

One in a series of volumes. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دفتر

    noun
  • جلد

    noun
  • بخش

    verb noun

    can remember the steadying effect of the San Tome mine upon the life of that remote province.

    تأثیر ثبات بخش معدن سان تو مه را بر زندگی مردم این استان دورافتاده به یاد دارند.

  • ترجمه های کمتر

    • مجلد
    • (در اصل) کتاب چند جلدی
    • - بری [osteotome]
    • ابزار بریدن
    • برش [dermatome]
    • جلد بزرگ
    • کتاب (به ویژه قطور یا عالمانه یا دشوار)
    • کتاب قطور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tome " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tome" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tome" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه