ترجمه "tome" به فارسی
دفتر, جلد, بخش بهترین ترجمه های "tome" به فارسی هستند.
tome
noun
دستور زبان
One in a series of volumes. [..]
-
دفتر
noun -
جلد
noun -
بخش
verb nouncan remember the steadying effect of the San Tome mine upon the life of that remote province.
تأثیر ثبات بخش معدن سان تو مه را بر زندگی مردم این استان دورافتاده به یاد دارند.
-
ترجمه های کمتر
- مجلد
- (در اصل) کتاب چند جلدی
- - بری [osteotome]
- ابزار بریدن
- برش [dermatome]
- جلد بزرگ
- کتاب (به ویژه قطور یا عالمانه یا دشوار)
- کتاب قطور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tome " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tome" با ترجمه به فارسی
-
کبوتر زیتونی سائو تومه
-
جمهوري دموكراتيك سائوتوم و پرنسيپ · سائوتوم و پرنسیپ · سانتوم و پرنسيپ · پرنسیپ
-
جمهوري دموكراتيك سائوتوم و پرنسيپ · سائوتوم و پرنسیپ · سانتوم و پرنسيپ · پرنسیپ
-
سائوتوم و پرنسیپ
-
جمهوري دموكراتيك سائوتوم و پرنسيپ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن