ترجمه "tonguing" به فارسی
به کار بردن زبان در زدن سازهای بادی, زبان زنی بهترین ترجمه های "tonguing" به فارسی هستند.
tonguing
noun
verb
دستور زبان
Present participle of tongue. [..]
-
به کار بردن زبان در زدن سازهای بادی
-
زبان زنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tonguing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tonguing" با ترجمه به فارسی
-
حاضر جواب بودن
-
(در نواختن فلوت و شیپور و غیره - به سرعت و به طور متناوب نوک و ته زبان را به کار بردن) زبان جنبانی کردن
-
(گیاه شناسی) گاوزبان (جنس Cynoglossum از خانواده ی borage که برگ های زبان مانند دارد · گل گاوزبان
-
زبان مادر (که زبان دیگری از آن ناشی شده است) · زبان مادری
-
دورو · مزور
-
لکنت زبان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن