ترجمه "tonic" به فارسی

بنمایه, فرح بخش, نیروبخش بهترین ترجمه های "tonic" به فارسی هستند.

tonic adjective noun دستور زبان

(physics, pathology) Pertaining to tension, especially of muscles. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بنمایه

    tonal center of a diatonic scale

  • فرح بخش

    adjective
  • نیروبخش

    from the long-term illness, so i used tonic medicine

    سلامتی ایشون بدتر میشه، پس من از داروهای نیروبخش استفاده کردم

  • ترجمه های کمتر

    • مقوی
    • سودا
    • توانبخش
    • کشسانی
    • کشمندگر
    • مفرح
    • پاکیزه
    • کششی
    • (آب گازدار که با ودکا یاجین و غیره می آمیزند) تانیک
    • (زبان شناسی) نواختی
    • (شمال شرقی امریکا) رجوع شود به soda pop
    • (مشددترین هجای واژه) هجای تکیه بر
    • (موسیقی) نت اول
    • جوش شیرین
    • داروی مقوی
    • رجوع شود به voiced
    • سرزنده وبشاش
    • سودا 0
    • نت کلیدی
    • نواخت بر
    • هجای فشارین
    • وابسته به یا عامل کشیدگی طبیعی عضلات
    • کربنات سدیم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tonic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tonic" با ترجمه به فارسی

  • آب تونیک
  • (در آموزش آواز) روش سل - فا
  • شاهترهها · مواد محرک
  • (آوا شناسی) فشار بر هجا · واجبخش فشار
  • (عضلات) داشتن کشیدگی طبیعی · توش · صدا · کشمندگری · کشمندی
اضافه کردن

ترجمه های "tonic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه