ترجمه "tooling" به فارسی

آماده سازی ماشین آلات برای تولید, ابزار پردازی, ابزار کاری بهترین ترجمه های "tooling" به فارسی هستند.

tooling noun verb دستور زبان

Present participle of tool. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آماده سازی ماشین آلات برای تولید

  • ابزار پردازی

  • ابزار کاری

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tooling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tooling" با ترجمه به فارسی

  • گیره میزی (ابزار)
  • ابزار نرم
  • ابزار سخت
  • قلمزن
  • (جمع) ماشین آلات و ابزار ماشین سازی (مانند دستگاه تراش و منگنه و مته و غیره) · ابزار ماشینی · ماشینابزار · وابسته به ماشین سازی
  • ابزار · تول
  • ابزار تصحیح
  • ابزار · ادوات كشاورزي · اسباب · تاسيسات · تجهیزات · لوازم آشپزخانه · ماشينآلات
اضافه کردن

ترجمه های "tooling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه