ترجمه "tools" به فارسی
ابزار, ادوات كشاورزي, اسباب بهترین ترجمه های "tools" به فارسی هستند.
tools
verb
noun
Plural form of tool. [..]
-
ابزار
nounA ball-pen became a universal handwriting tool, replacing fountain pen.
خودکار سرتوپی دار جایگزین خودکار فواره ای شده به یک ابزار دست نویسی جهانی تبدیل گشت.
-
ادوات كشاورزي
-
اسباب
nounThose are the utensils of an edge tool maker, thought Marius.
ماریوس در دل گفت: این اسباب گاری سازی است.
-
ترجمه های کمتر
- تاسيسات
- تجهیزات
- لوازم آشپزخانه
- ماشينآلات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tools " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tools" با ترجمه به فارسی
-
گیره میزی (ابزار)
-
ابزار نرم
-
ابزار سخت
-
قلمزن
-
(جمع) ماشین آلات و ابزار ماشین سازی (مانند دستگاه تراش و منگنه و مته و غیره) · ابزار ماشینی · ماشینابزار · وابسته به ماشین سازی
-
ابزار · تول
-
ابزار تصحیح
-
مایا به دلیل داشتن مجموعه ابزار های فراوان خود قابلیت یادگیری ساده تری دارد در حالیکه وقتی برای اولین بار در بلندر به دنبال یادگیری مطلبی باشید ممکن است کمی سردرگم شوید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن