ترجمه "topful" به فارسی
مالامال, لبریز, پر بهترین ترجمه های "topful" به فارسی هستند.
topful
adjective
دستور زبان
Full to the top or brim.
-
مالامال
Daria sat with compressed lips on top of the bundles
دار یا در ارابه مالامال کالا روی بستهها نشسته بود ولبان نازکش را بهم میفشرد.
-
لبریز
-
پر
adjective nounAt the top was a wide echoing passage.
در بالا دالان پر پژواک عریضی قرار داشت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " topful " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "topful" با ترجمه به فارسی
-
گنبدک فرانما و ضد گلوله (که در مراسم رسمی و غیره رهبران سیاسی زیر آن می نشینند)
-
مدیریت عالی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن