ترجمه "totter" به فارسی
تلو, تلوتلو, تزلزل بهترین ترجمه های "totter" به فارسی هستند.
totter
verb
noun
دستور زبان
an unsteady movement or gait [..]
-
تلو
noununsteady movement
-
تلوتلو
She tried to go out, but tottered, and clung to the back of a chair to support herself.
رو برگرداند تا برود، اما تلوتلو خورد و برای حفظ تعادل پشتی یک صندلی را گرفت.
-
تزلزل
-
ترجمه های کمتر
- تلو تلو خوردن
- تلوتلو خوردن
- در شرف افتادن بودن
- متزلزل بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " totter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "totter" با ترجمه به فارسی
-
لرزان · متزلزل
-
رجوع شود به seesaw
اضافه کردن مثال
اضافه کردن