ترجمه "tottering" به فارسی
لرزان, متزلزل بهترین ترجمه های "tottering" به فارسی هستند.
tottering
adjective
noun
verb
دستور زبان
Unsteady, precarious or rickety. [..]
-
لرزان
adjectiveJust a few more days, till we totter in the road!
فقط چند روز دیگر با گامهای لرزان، در این راه!
-
متزلزل
And when the time comes they will show it to the tottering creeds of the world.
و به محض اینکه ساعت مقتضی فرا رسید آن را در مقابل این جهان متزلزل برخواهند افراشت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tottering " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tottering" با ترجمه به فارسی
-
رجوع شود به seesaw
-
تزلزل · تلو · تلو تلو خوردن · تلوتلو · تلوتلو خوردن · در شرف افتادن بودن · متزلزل بودن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن