ترجمه "touristic" به فارسی

توریستی ترجمه "touristic" به فارسی است.

touristic adjective دستور زبان

catering for tourists; touristy [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • توریستی

    adjective

    So he stuck to his role of tourist.

    بدین ترتیب او به همان نقش توریستی خود چسبید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " touristic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "touristic" با ترجمه به فارسی

  • جاذبههای گردشگری
  • (رستوران و غیره که سر جهانگردان کلاه می گذارد) تله ی جهانگردان
  • رجوع شود به motel
  • صنعت جهانگردی
  • (منزل خصوصی که اتاق به جهانگردان کرایه می دهد) خانه ی جهانگردان
  • توریست · جهانگرد · درجه دو · رهگیر · سیاح · وابسته به جهان گردی یا گشتگری · گردشگر · گشتگر
  • درجه سوم · سومین دسته
  • مقصدها
اضافه کردن

ترجمه های "touristic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه