ترجمه "tournament" به فارسی

تورنمنت, مسابقه, ناوردگان بهترین ترجمه های "tournament" به فارسی هستند.

tournament noun دستور زبان

(historical) During the Middle Ages, a series of battles and other contests designed to prepare knights for war. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تورنمنت

    series of games [..]

    Maybe that's why so far he's the hero of the tournament.

    شايد به همين خاطر هست.که تا حالا قهرمان اين تورنمنت بوده

  • مسابقه

    noun

    Just a small piece the day after the third task saying you won the tournament.

    فقط فردای برگزاری مرحلهی سوم یه مطلب مختصر داشت که نوشته بود تو برندهی مسابقه شدی.

  • ناوردگان

  • ترجمه های کمتر

    • (قرون وسطی) مسابقه ی سواران نیزه دار (برنده کسی بود که حریف خود را از اسب می انداخت)
    • (یک دوره مسابقات که چند تیم یا حریف در آن شرکت دارند) دوره ی مسابقات
    • مسابقات قرون وسطایی
    • مسابقات قهرمانی
    • یک دوره از این نوع مسابقات
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tournament " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tournament" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tournament" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه