ترجمه "tours" به فارسی

تور, شهر تور (در مرکز فرانسه) بهترین ترجمه های "tours" به فارسی هستند.

tours verb noun

Plural form of tour. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تور

    noun

    Bobby, so great to have you with your friends on the tour today.

    بابی ، خیلی خوبه که تو و دوستات در تور امروز ما حضور دارید.

  • شهر تور (در مرکز فرانسه)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tours " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tours proper noun

The capital of the Indre-et-Loire département, in Centre, in France [..]

+ اضافه کردن

"Tours" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Tours در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "tours" با ترجمه به فارسی

  • (فرانسه) بررسی مجمل · بررسی مختصر و مفید
  • تور سریع
  • (هنری یا شغلی) سفر · افسون · تور · دوره ی ماموریت (tour of duty هم می گویند) · سربازگیری · سفر · سیاحت · سیاحت کردن · مسافرت · گردش · گشت · گشتگری · گلگشت
  • (سابقا) اتومبیل بی سقف · اتومبیل روباز · درشکه
  • (انگلیس) سفر برون مرزی اشراف زادگان انگلیسی پس از پایان تحصیلات · گردش برای بررسی
  • تور اسکورت شده
  • (شوخی آمیز) سفر یا جهانگردی به کمک راهنما
  • سیاحت
اضافه کردن

ترجمه های "tours" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه