ترجمه "tour" به فارسی

تور, سفر, مسافرت بهترین ترجمه های "tour" به فارسی هستند.

tour verb noun دستور زبان

A journey through a particular building, estate, country, etc. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تور

    noun

    guided visit

    Bobby, so great to have you with your friends on the tour today.

    بابی ، خیلی خوبه که تو و دوستات در تور امروز ما حضور دارید.

  • سفر

    noun

    Your advance team said you'd like a tour of the facility.

    تيم پيشرفته ات گفت که تو دوست داري به سفر بري.

  • مسافرت

    noun

    And how about a tour abroad? ' asked the family doctor.

    پزشک خانواده پرسید: مسافرت خارجه چه طور است؟

  • ترجمه های کمتر

    • گردش
    • گشت
    • سیاحت
    • سربازگیری
    • گشتگری
    • گلگشت
    • افسون
    • (هنری یا شغلی) سفر
    • دوره ی ماموریت (tour of duty هم می گویند)
    • سیاحت کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tour " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tour proper دستور زبان

The Tour de France

+ اضافه کردن

"Tour" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Tour در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "tour" با ترجمه به فارسی

  • (فرانسه) بررسی مجمل · بررسی مختصر و مفید
  • تور سریع
  • تور · شهر تور (در مرکز فرانسه)
  • (سابقا) اتومبیل بی سقف · اتومبیل روباز · درشکه
  • (انگلیس) سفر برون مرزی اشراف زادگان انگلیسی پس از پایان تحصیلات · گردش برای بررسی
  • تور اسکورت شده
  • (شوخی آمیز) سفر یا جهانگردی به کمک راهنما
  • سیاحت
اضافه کردن

ترجمه های "tour" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه