ترجمه "tout" به فارسی

ستودن, (از کسی یا چیزی بسیار) تعریف کردن, (اسب دوانی) جاسوس بهترین ترجمه های "tout" به فارسی هستند.

tout verb noun دستور زبان

Someone advertising for customers in an aggressive way. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ستودن

    verb
  • (از کسی یا چیزی بسیار) تعریف کردن

  • (اسب دوانی) جاسوس

  • ترجمه های کمتر

    • (انگلیس - اسب دوانی) درباره ی احتمال برد اسب ها اطلاعات نامشروع کسب کردن و فروختن
    • (انگلیس - بلیت سینما و غیره) بازار سیاه ایجاد کردن (امریکا: scalp)
    • (انگلیس) بلیت فروش بازار سیاه (امریکا: scalper)
    • (مشتری یا رای دهنده و غیره) جلب کردن
    • بابوق و کرنا اعلام یاادعا کردن
    • بازارگرمی کردن
    • به رخ کشیدن
    • دلال بلیت های قاچاق
    • رجز خواندن
    • سر و گوش آب دادن
    • لاف زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tout " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tout" با ترجمه به فارسی

  • (فرانسه) فورا · بلافاصله · بی درنگ
  • (فرانسه) کاملا · تماما · کلا
اضافه کردن

ترجمه های "tout" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه