ترجمه "tow" به فارسی

طناب, بکسل, کشش بهترین ترجمه های "tow" به فارسی هستند.

tow verb noun دستور زبان

Something, such as a barge, that is towed. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • طناب

    noun

    I need a tow and forensics team on standby.

    يه طناب لازم دارم و گروه قانوني آماده باشن.

  • بکسل

    noun

    So I suppose we should be thankful there's anything left to tow.

    پس گمونم بايد ممنون باشيم که چيزي براي بکسل کردن مونده باشه

  • کشش

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • (باطناب یا سیم و غیره به دنبال خود) کشیدن
    • (کتان و غیره) الیاف خام
    • الیاف شاهدانه (پیش از ریسندگی)
    • الیاف کتان
    • بکسل کردن
    • رجوع شود به towline
    • هر چیزی که یدک کشی شود
    • کشان کشان بردن
    • یدک کش
    • یدک کشی
    • یدک کشیدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tow " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "tow"

عباراتی شبیه به "tow" با ترجمه به فارسی

  • سیم متحرک (که اسکی بازان به آن دست می گیرند و از شیب بالا می روند)
  • کامیون یدک کش
  • طناب، سیم، کابل یدک کشی، سیم بکسِل از روسی
  • یدککشی
  • یدککشی
  • کامیون یدک کش
اضافه کردن

ترجمه های "tow" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه