ترجمه "toward" به فارسی
به سمت, به, سوی بهترین ترجمه های "toward" به فارسی هستند.
toward
adjective
adposition
دستور زبان
Moving in the direction of (but not necessarily arriving at). [..]
-
به سمت
in the direction of
Sami and Layla were heading towards a divorce.
سامی ولیلا به سمت طلاق می روند.
-
به
adpositionSami and Layla were heading towards a divorce.
سامی ولیلا به سمت طلاق می روند.
-
سوی
He kissed her quickly and ran towards the wicket as fast as he could.
وی را به سرعت بوسید و با شتاب تمام به سوی قطار رفت.
-
ترجمه های کمتر
- برای
- رام
- مجاور
- آمددار
- (در) حدود
- (نادر) خوش یمن
- (نادر) مطیع
- به خاطر
- به سوی
- به طرف (towards هم می نویسند)
- در جهت
- در حوالی
- در شرف وقوع
- فرمان بردار
- نزدیک (به)
- نسبت به
- نیک فرجام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " toward " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "toward" با ترجمه به فارسی
-
امامزاده ابراهیم علیه السلام از فرزندان حضرت امام موسی بن جعفر الکاظم علیه الصلوه و السلام است است که در دورانی که حضرت امام رضا علیه الصلوه و السلام در خراسان اقامت داشتند با جمعی از مردان ب
-
مرتب سازی
-
رجوع شود به toward · زی · سوی
-
رجوع شود به toward · زی · سوی
-
رجوع شود به toward · زی · سوی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن