ترجمه "towel" به فارسی
حوله, آبچین, آبچين بهترین ترجمه های "towel" به فارسی هستند.
towel
verb
noun
دستور زبان
A cloth used for wiping, especially one used for drying anything wet, as a person after a bath. [..]
-
حوله
nouncloth used for wiping [..]
Tracy was handed a thin, worn towel and half dried her body.
حوله نازکی به او دادند که فقط میتوانست نصف بدنش را با آن خشک کند.
-
آبچین
nouncloth used for wiping
-
آبچين
-
ترجمه های کمتر
- دستمال
- بشگیر
- روستره
- (با حوله) خشک کردن
- دستمال کاغذی
- پاک کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " towel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "towel"
عباراتی شبیه به "towel" با ترجمه به فارسی
-
حوله ی ضخیم · حوله ی مخمل نما
-
حوله برای خشک کردن ظرف ها · حوله ی ظرف · ظرف خشک کن
-
پارچه ی حوله ای · پارچه ی پرزدار
-
حوله ی ماسوره ای (حوله ای که دور قرقره پیچیده شده و در جاهای عمومی مورد استفاده است)
-
حوله ی ماسوره ای (حوله ای که دور قرقره پیچیده شده و در جاهای عمومی مورد استفاده است)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن