ترجمه "towards" به فارسی

سوی, زی, رجوع شود به toward بهترین ترجمه های "towards" به فارسی هستند.

towards adjective adverb adposition دستور زبان

Variant of toward. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سوی

    He kissed her quickly and ran towards the wicket as fast as he could.

    وی را به سرعت بوسید و با شتاب تمام به سوی قطار رفت.

  • زی

    Tom got up from his hams and went toward the house, calling, Casy'oh, Casy!

    توم برخاست به طرف خانه راه افتاد و داد زد: کی زی آهای کی زی!

  • رجوع شود به toward

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " towards " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "towards"

عباراتی شبیه به "towards" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "towards" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه