ترجمه "tower" به فارسی
برج, قلعه, دژ بهترین ترجمه های "tower" به فارسی هستند.
A structure, usually taller than it is wide, often used as a lookout, usually unsupported by guy-wires. [..]
-
برج
nounstructure [..]
I made out a tower in the distance.
من آن برج را در دوردست تشخیص دادم.
-
قلعه
nounTo go forward vigourously.
I never should have rescued her from that tower in the first place.
من هيچوقت نبايد اون رو از اون قلعه نجات مي دادم.
-
دژ
nounThe dressers, often inexperienced or nervous, found her a tower of strength.
زخم بندها، که اغلب خام و تازهکار و عصبی بودند، او را دژ قدرت مییافتند.
-
ترجمه های کمتر
- (بالای سر کسی) خیمه زدن
- ارگ
- (شخص یا دستگاه) یدک کش
- (مانند برج) بلند بودن
- بکسل کننده
- دکل آنتن
- سر به فلک کشیدن
- قاطع بودن
- متلاطم شدن
- مسلط بودن
- کشتی یدک کش
- یدک کش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tower " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Of or concerning the system of weights used by the Saxon and Norman English kings in their minting of coins.
"Tower" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Tower در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "tower"
عباراتی شبیه به "tower" با ترجمه به فارسی
-
آبياري افشانهاي · آبیاری بارانی
-
برج هرکول
-
برج کج پیزا
-
برج کج پیزا · برج کج پیزا (در کشور ایتالیا)
-
برج ملی کانادا
-
(زیردریایی) برج دیدبانی (که مدخل زیردریایی هم هست) · (ناوهای جنگی) اتاقک زرهی (که ناخدا هنگام نبرد از آنجا دیدبانی و فرماندهی می کند) · برج هدایت
-
استخراجكنندهها · الكها · جداسازها · سیکلونها
-
برج بابل