ترجمه "tourney" به فارسی

مسابقه, در دوره ی مسابقات (ناوردگان) شرکت کردن, رجوع شود به tournament بهترین ترجمه های "tourney" به فارسی هستند.

tourney verb noun دستور زبان

tournament [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسابقه

    noun

    At the Hand's tourney, you gave me your favor.

    در مسابقات دستيار پادشاه, که شما به من هديه اي دادين.

  • در دوره ی مسابقات (ناوردگان) شرکت کردن

  • رجوع شود به tournament

  • مسابقات قهرمانی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tourney " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "tourney" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه