ترجمه "towering" به فارسی
بلند, رفیع, ستهم بهترین ترجمه های "towering" به فارسی هستند.
towering
adjective
noun
verb
دستور زبان
Present participle of tower. [..]
-
بلند
adjectiveI thrilled to explore the magnificent beauties of God’s creations—from tiny insects to towering trees.
با اکتشاف زیبائی خلقت های خداوند به هیجان میامدم–از حشره های ریز تا درخت های بلند و تنومند.
-
رفیع
-
ستهم
-
ترجمه های کمتر
- سر به فلک کشیده
- شدید
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " towering " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "towering" با ترجمه به فارسی
-
آبياري افشانهاي · آبیاری بارانی
-
برج هرکول
-
برج کج پیزا
-
برج کج پیزا · برج کج پیزا (در کشور ایتالیا)
-
برج ملی کانادا
-
(زیردریایی) برج دیدبانی (که مدخل زیردریایی هم هست) · (ناوهای جنگی) اتاقک زرهی (که ناخدا هنگام نبرد از آنجا دیدبانی و فرماندهی می کند) · برج هدایت
-
استخراجكنندهها · الكها · جداسازها · سیکلونها
-
برج بابل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن