ترجمه "township" به فارسی
شهر, بخش, قصبه بهترین ترجمه های "township" به فارسی هستند.
township
noun
دستور زبان
The territory of a town; a subdivision of a county. [..]
-
شهر
nounThe township and the fords of Ciril they found deserted, for many men had gone away to war
شهرها و گدارهای کیریل را متروک و خالی از سکنه یافتند، زیرا بسیاری از مردم عازم جنگ شده
-
بخش
verb noun -
قصبه
noun
-
ترجمه های کمتر
- محله
- (امریکا و کانادا) ناحیه
- (در اصل) برزن
- (شمال شرقی ایالات متحده)بخشداری
- اداره ی بخشداری
- بخش شهری
- حوزه ی آموزشی یا مالیاتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " township " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Township
Township (Taiwan)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Township" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Township در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن